امشب اعتکاف شروع می شود و من برای اولین بار به خاطر شغلم نمی تونم مهمان خدا باشم.البته امیدوارم این تنها دلیلش باشد.
اعتکافهای من 3 دسته می شود.
دسته اول با اعتکاف در مسجد وکیل شیراز شروع شد که محشر بود.و همین طور اعتکاف های تا قبل از 85 که واقعا دوست نداشتیم هیچ وقت مهمونی تموم بشه ولی میشد.مست و گیج بودن بعد از اعتکاف تا دو سه روز و بعد عادی شد همه چیز
اعتکاف 86
زجر آور ترین اعتکاف که نه جزر اور ترین لحظات زندگی
دانستن چیزی های که نمی دانستی و لبخند های ظاهری .همه چیز بوی ریا بوی تهدید و بوی شک می داد افتضاح بود
اعتکاف حرم امام رضا(ع)
باز مرا به قبل از 85 برد.قابل توصیف نیست. فریاد درد های چند ساله اخیر.خالی شدن از همه بغض ها .شب آخر شب عید فطر عیدی امام رضا .دکتر محمد عزیز.جانباز و همرزم منشا درد هایم! عجب روزی بود اون روز آخر بهترین روز زندگی من!
یادش بخیر!
نظرات
مطالب اخیر